واگذاری بدون تابآوری / خصوصیسازی ایرانخودرو در اولین تکانه لرزید
لغو اطلاعیه قبلی ایرانخودرو، این پرسش را دوباره زنده کرده که چرا یک شرکت خصوصیشده، در نخستین فشار جدی، هنوز با همان الگوی رفتاری شرکتهای وابسته و دولتی واکنش نشان میدهد.
به گزارش طلوع اقتصاد، اطلاعیه اخیر ایران خودرو مبنی بر اینکه پیرو اطلاعرسانی قبلی درباره نحوه فعالیت شرکت ایرانخودرو و شرکتهای زیرمجموعه گروه صنعتی ایرانخودرو از تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، به اطلاع میرساند با توجه به ادامه عملیات تعمیر و نگهداری، پیامک قبلی منتفی است.شروع مجدد فعالیت و تاریخ حضور پرسنل، متعاقباً از طریق معاونت منابع انسانی اطلاعرسانی خواهد شد سوالات و ابهامات زیادی را مطرح کرد.
اطلاعیه اخیر ایرانخودرو درباره تعلیق شروع مجدد فعالیت و موکول شدن اعلام زمان حضور پرسنل به معاونت منابع انسانی، فقط یک پیام اداری نیست؛ این خبر بار دیگر یک پرسش قدیمی را زنده کرده است که اگر این شرکت خصوصی شده است چرا هنوز در اولین تکانه جدی، منطق تصمیمگیریاش شبیه یک بنگاه وابسته و کمتحمل به شوکهای بیرونی عمل میکند؟
در ظاهر، ایرانخودرو میگوید بهدلیل ادامه عملیات تعمیر و نگهداری، پیامک قبلی منتفی است اما در لایه عمیقتر، این عقبنشینی نشان میدهد که خصوصیسازی این خودروساز هنوز به معنای «استقلال مدیریتی واقعی» نبوده است و شرکتی که قرار بود با واگذاری، چابکتر، منعطفتر و مقاومتر شود، حالا در مواجهه با شرایط بحرانی، بهجای نمایش توان تابآوری، نشانهای از تردید و توقف بروز میدهد و حال سوال اینجاست که خصوصیسازی قرار بود درمان باشد یا فقط لباس مدیریت را عوض کند؟
از آنجایی که ساختار تولید در صنعت خودرو همچنان بهشدت وابسته به نظم ناپایدار زنجیره تأمین، ارز، قطعهسازان و تصمیمات بالادستی است بنابراین زمانی که یک شرکت حتی پس از واگذاری هم نمیتواند برنامه فعالیت خود را با اطمینان اعلام کند، یعنی ریشههای بحران در مالکیت حل نشده و در ساختار مانده است.
همچنین تعجیل در عقبنشینی مساله مهم دیگری است که آن هم در شرایط جنگی یا شبهبحرانی که بنگاههای بزرگ اقتصادی معمولاً باید پیشدستانه برنامه تداوم فعالیت، سناریوی اضطراری و اولویتبندی عملیاتی داشته باشند درحالی که این خودروساز بزرگ بهسرعت از اجرای پیام قبلی خود عقب مینشیند و این پیام به بازار، کارکنان و افکار عمومی مخابره میشود که هنوز فرماندهی واحد و مطمئنی بر اوضاع حاکم نیست.
در چنین وضعی، حتی اگر دلیل اعلامشده «تعمیر و نگهداری» باشد، افکار عمومی آن را بیشتر بهعنوان نشانهای از سردرگمی مدیریتی میخواند تا یک ضرورت فنی.
بنابراین باتوجه به این ملاحظات می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که این خودروساز پس از خصوصیسازی هم همچنان درگیر همان تناقض تاریخی صنعت خودرو در ایران است چراکه از یکسو میخواهد با زبان بازار و رقابت سخن بگوید اما از سوی دیگر با نخستین فشار، به سازوکارهای حمایتی و ملاحظات دولتی تکیه میکند و نتیجه این وضعیت آن شده که نه دولت بهطور کامل از صنعت خودرو جدا شده و نه شرکتها واقعاً بر مبنای منطق بازار اداره میشوند و این برزخ مدیریتی، همان نقطهای است که در آن نه خصوصیسازی کامل داریم و نه پاسخگویی دولتی روشن.
تجربه اخیر ایرانخودرو همچنین نشان داد که واگذاری بدون اصلاح ساختار، فقط انتقال یک بحران از میز دولت به ترازنامه شرکت است. اگر بهرهوری، شفافیت هزینهها، مدیریت قطعهسازی، انضباط مالی و استقلال از مداخلههای بیرونی اصلاح نشده باشد، خصوصیسازی نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه آن را به شکل تازهای بازتولید میکند.
به همین دلیل است که برخی منتقدان میگویند آنچه رخ داده «خصوصیسازی» نیست، بلکه جابجایی تابلوست؛ تابلویی که فقط نام مالک را عوض میکند، نه منطق اداره را.
در کنار این موارد، جنگ و نااطمینانی منطقهای هم بهانهای آماده به دست مدیریت میدهد تا ضعفهای ساختاری را پشت فضای امنیتی پنهان کند اما واقعیت این است که اگر یک بنگاه بزرگ صنعتی نتواند در شرایط عادی هم برنامهریزی پایدار داشته باشد، در شرایط بحرانی قطعاً بیش از پیش متزلزل خواهد شد و این یعنی مشکل فقط جنگ نیست؛ مشکل این است که صنعت خودرو هنوز برای روزهای سخت، ستون فقرات مستحکمی نساخته است.
به گزارش طلوع اقتصاد، عقبنشینی زودهنگام ایرانخودرو در برابر وضعیت جنگی، بیش از آنکه نشانه احتیاط حرفهای باشد، نشانهای از نیمهکاره ماندن خصوصیسازی است چراکه شرکتی که قرار بود از سایه دولت بیرون بیاید، هنوز با نخستین موج فشار، به همان منطق قدیمی بازمیگردد که چیزی جز تعلیق، انتظار، نامهنگاری و ارجاع به تصمیمات بعدی.








